محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
480
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
يكسان شمارد ؟ ! در كتاب روضه كافى آمده است : « روزى امام عليه السّلام سهم بيت المال را تقسيم مىكرد . به يكى از انصار سه دينار داد و پس از او برده سياهى آمد و او نيز سه دينار دريافت كرد . آن مرد انصارى گفت : اى امير مؤمنان ! اين برده را من ديروز آزاد كردم ، حال چگونه من و او را يكسان مىانگارى ؟ امام عليه السّلام پاسخ داد : من به كتاب خداوند نظر كردم و در آن فضيلتى براى فرزندان اسماعيل بر فرزندان اسحاق نيافتم . سپس افزود : آدم هيچ فرزند برده و يا كنيزى نداشت . مردم همگى آزاد هستند . » « 1 » اين ، همان اسلام واقعى است . مردم همگى آزاد و همگى بسان دندانههاى شانه يكسان هستند « 2 » . . . سياهان از آغاز براى بردگى سفيدان متولد نشدهاند . در دورهاى از تاريخ كه ابزار و حيوانات براى توليد كالا كفايت نمىكردند ، مردم ناگزير اختلاف طبقاتى يافتند و بردهدارى پديد آمد . در آن دوره زندگى بدون بردهدارى امكانپذير نبود و از اين روى همه پيامبران پيش از محمد صلّى اللّه عليه و إله آن را پذيرفتند و هيچ فيلسوف و مصلحى ضرورت آن را انكار نكرد . هنگامى كه اسلام ظاهر گشت ، راهى براى حذف بردهدارى فرارويش نبود و لذا آن را به شيوههاى مختلف محدود ساخت و راههاى فراوانى براى آزادسازى بردگان قرار داد كه در كتابهاى فقه به تفصيل آمده است . هنگامى كه علوم و فنآورى پيشرفت كرد و استمرار زندگى بدون
--> ( 1 ) . روضة الكافى ، شيخ كلينى : 1 / 124 و 8 / 69 ، ح 26 . ( 2 ) . نك : الفردوس بمأثور الخطاب : 2 / 298 و 4 / 300 ، ح 6882 و 4883 ؛ ميزان الاعتدال فى نقد الرجال : 2 / 307 ؛ صفوة الصفوه : 1 / 204 ، سبل السلام : 3 / 128 ؛ لسان الميزان : 2 / 42 ، ح 153 .